0
Style Switcher
  • 1
  • 2
  • 3

شگفت آفرینی زحل سلطان در شهر علی بابا و چهل دزد بغداد شنبه, 17 خرداد 1399 , 0 نظر

داستان علی بابا و چهل دزد بغداد شهرت جهانی دارد حتی اگر خود داستان را ندانی اما نامی آشنا برای ما است حتی اگر در ایران و یا خاورمیانه زندگی نکنی .

داستان شهری که چهل دزد زبردست دارد و هیچکس از دزدی آنها در امان نیست . مردم و حاکم شهر هم نمیتوانند کاری کنند . تا اینکه علی بابا می‌آید در مورد آنها از مردم میپرسد بعد به عملکرد آنها فکر میکند و در نهایت با نقشه ای هوشمند چهل دزد را دستگیر میکند .

داستان علی بابا نشان میدهد که هر انسانی میتواند در یک موضوع ماهر شود.

 میتوانی یک دزد زبردست باشی و یا یک طراح با سلیقه  و حتی یک تبلیغ نویس موفق. فقط کافیست انتخاب کنی .

فکر کنم الان میگویی که همان حرفهای کلیشه ای مربیان انگیزشی و قانون  جذب را میزنی ! شاید ولی عجله نکن چون داستان دختری به نام زحل در شهر علی بابا واقعیت دارد . جالب است بدانی مردم آمریکا و اروپا بیشتر از من و تو در موردش میدانند .

میدانی چرا ؟

چون ما باور کردیم در جهان سوم هستیم بنابراین هیچ کار خاصی نمیتوانیم انجام دهیم پس برای هر اقدامی ، جمله‌ای معروف را به زبان میاوریم « شرایط مردم در آمریکا و اروپا برای پیشرفت مهیا است ولی در کشور ما نه ». و بعد کنار مینشینیم و حسرت میخوریم .

اما زحل سلطان عراقی اینکار را نکرد بلند شد و از تمام امکاناتی که پدر و مادر تحصیل کرده او برایش فراهم کردند استفاده کرد و  ارکست ملی عراق را  چند سال  بعد از  جنگ خانمان سوز عراق و آمریکا  در سال 2008  ، در سن 17 سالگی راه اندازی کرد.

نمیدانم در مورد جنگ عراق و آمریکا در سال 2003 چیزی میدانی یا نه ؟ فقط همین قدر بگویم که جنگ به داخل شهرها کشیده شد . درب خانه ها شکسته میشد مردها کشته میشدند و ....

در این سال ( 2003 ) زحل سلطان 13سال بیشتر نداشت او که از سن 6 سالگی پیانو را می‌آموخت به دلیل عزیمت بسیاری از هنرمندان از عراق بدون مربی مانده بود .او پذیرفته بود بعنوان  یک عراقی باید کاری کند به همین دلیل به آموزش پیانو به کودکان هموطن خود پرداخت و به کمک آنها چند برنامه موزیک اجرا کرد.

یکی از آرزوهای زحل سلطان ، تشکیل ارکست ملی برای کشورش بود برای تحقق این آرزو باید یک رهبر ارکستر باسابقه پیدا  کند .بنابراین مدتها به دنبال یک رهبر ارکستر با سابقه گشت و بالاخره موسیقی دان معروف پل مک آلیندین رهبر اکستر اسکاتلندی حاضر به  همکاری با او شد .

زحل و پل می دانستند برای اینکه بتوانند داستان مردم عراق را به مردم دنیا برسانند ابتدا باید مورد قبول مردم عراق باشند.

زحل کاملا با شرایط کشورش آشنا بود و میدانست کشورش از اقوام و مذاهب مختلفی تشکیل شده است . در یک خانواده پدر کُرد است و مادر عرب . برادر سنی است و خواهر شیعه .یکی کلا موسیقی را حرام میداند و دیگری فقط به نواهای کردی گوش میدهد و خواهر هم  فقط موسیقی ای مذهبی گوش میکند .

حالا باید چه کرد؟ جنگ و خونریزی از یک طرف ، قحطی و گرسنگی و ناامنی از طرف دیگر و مهمتر از همه تفاوت دیدگاه اقوام و مذاهب ، یک مانع بزرگ بود به دولت وقت هم که نمیشد خیلی امیدوار بود.

خلاقیت در کسب و کار و حرکت به سوی اقیانوس آبی راهی برای این مشکل بود . 

اجازه بده ابتدا در مورد اقیانوس آبی کسب و کار یک جمله بگویم :

مفهوم اقیانوس آبی کسب و کار یعنی ایجاد یک خلاقیت در کسب و کار که هم رقابت در آن کم باشد و هم مخاطب هدف بیشتری را در بر بگیرد است . 

اما اینکه زحل سلطان و پل مک آلیندین چطور میتوانستند این مشکل را حل کنند طبق تعریف بالا باید ارکستی تشکیل میدادند که شکاف بین قبایل را پُرکند علاوه بر آن برای ترویج آن در بین مردم هزینه کمی در بر داشته باشد زیرا هزینه های جنگ به اندازه کافی بر روی دوش مردم از جمله او و خانواده اش سنگینی میکرد .

در این شرایط سخت ، زحل به همراه پل پس از بررسی اوضاع،  تصمیم گرفتند یک گروه تشکیل دهند که تمام سلایق را پوشش بدهد نوایی جدید ، نتی جدید در یک ارکست ملی !؟ ( خیلی در مورد موسیقی اطلاعات ندارم ولی  شنیده ام  ارکست های ملی معمولا از نت ها و موسیقی های کلاسیک استفاده میکنند. )

آنها گروهی از مردم را گرد هم آوردند برخی موسیقیدان حرفه ای بودند و بعضی آماتور و تعدادی هم فقط با لهجه خاص قبیله خود میخواندند .

خیلی زود بیشتر مردم ،  موسیقی های  این گروه را که با سلیقه آنها هماهنگ بود پذیرفتند و این گروه تبدیل به یک گروه موسیقی که پیام آور صلح است در عراق شناخته شد . قبایل و مذاهب مختلف دوباره دور هم جمع شدند. و مردم با امید بیشتری به ساختن ویرانه های جنگ پرداختند.

شاید بگویی زحل از یک خانواده ثروتمند بود !؟ نمیدانم شاید ثروتمند ، شاید هم خانواده ای معمولی که تمکن مالی نسبتا خوبی داشته بود . به هر صورت قبل از قضاوت به این سئوال پاسخ بده :

 چند فرد موفق میشناسی که از ثروت خانوادگیش درست استفاده کرد؟یا اینکه قدم برداشت و  از شکست نترسید ؟

زحل 17 ساله از همان ابتدا برای چیزهایی که آرزویش بود قدم به قدم مبارزه کرد. یاد گرفت ، فکر کرد ، نقشه راه  طراحی  کرد ، با مردم به درستی ارتباط برقرار کرد و سپس دست به اقدام زد .

داستان زحل در عراق ، یک موفقیت تجاری نبود ولی میتوان در مقابله با شکستها و شرایط سخت اقتصادی از آن درس گرفت .

کافیست که در هر شرایطی بعنوان مدیر ، بازاریاب ، مشاوره تبلیغات و تبلیغ نویس از دفترها خارج شویم و حرفهای مردم و خواسته هایشان را بشنویم اطلاعات را تحلیل کنیم و بعد یک نقشه راه طراحی کنیم.

در هر شغلی که باشی حتی تبلیغات اولین مرحله آن تحقیقات گسترده است .

باید بتوانی بفهمی  ذائقه مردم بعنوان مخاطب محصول تو چه چیزی است؟

فکر کن  چطور میتوانی برای سلیقه های متفاوت محصولی با ارزش ارائه دهی و یا اینکه سلیقه آنها را با ارزش محصولت هماهنگ کنی ؟

 

 

فروش و بازاریابی بیشتر از آنکه به  روحیه و استعداد نیاز داشته باشد نیاز به دانش تبلیغ نویسی دارد.  کمک میکنم با استفاده از جدیدترین روش های تبلیغ نویسی هم فروشتان بیشتر شود و هم بتوانید قدم به قدم با فروش محصولتان ، برند خودتان را نیز بسازید و ماندگار کنید .


محتوا پادشاه هـ - نیـ - ست

به تولید محتوا بیشتر توجه کنید چون "محتوا پادشاه است". این جمله ای است که این روزها از تمام متخصصین تجارت الکترونیک میشنویم ولی آیا واقعا میتوانیم با تولید محتوا  به درآمد 10.000.000+ در ماه برسیم؟ 

 



نظرهای شما

دوست من ، نظر خودت را برایمان ارسال کن