چگونه با تولید محتوا دیگران را به خود وابسته کنیم
آیا تا به حال اسم شهرزاد قصه گو را شنیده ای ؟ آیا تا به حال قصه ای جذاب شنیده ای ؟ طوری که میخکوب داستانش شده باشی ؟
آیا میخواهی همانند آنها داستانی از شکست ها و موفقیت افسانه ای خود را تعریف کنی ؟ همان داستانی که میتواند مریدان و شاگردان زیادی را به دور تو جمع کند .
اگر پاسخت به سئوالهای بالا بله است اول باید راه و رسم درک عمیق در تبلیغ نویسی را یاد بگیری تا به یک ارتباط عمیق بین خودت و خوانندگان محتواهایت برسی .
چطور بنویسم که خواننده همراه ما باشد ؟
به یاد دارم در دوران کودکی یکی از اقوامم به تلویزیون متحرک معروف بود . هر زمان که داستان و یا خاطره ای را تعریف میکرد دقیقا تصاویر آن را جلوی چشمانت میدیدی همانند یک فیلم لحظه به لحظه شخصیت های داستانش را دنبال میکردی .
این سبک داستان گوییش چنان لحظه های خوشی را برایمان رقم میزد که همیشه آرزوی دیدار دوباره اش را داشتیم .
سالها گذشت و ما بزرگتر شدیم و به دنیای آدم بزرگها وارد شدیم . دنیایی پر از کلیشه های خسته کننده ، حرفهای تکراری و بی روح . ولی آن قوم و خویشم پیرتر و در عین حال پخته تر شده بود و همچنان یک تلویزیون متحرک بود . البته حالا تبدیل به یک تلویزیون 3 بعدی شده بود .
فقط تصویر را جلوی چشمانت نمیاورد بلکه تو را به درون صحنه میبرد و با آدم های قصه اش همراه میکرد . با آنها زندگی میکردی میخندیدی و گریه میکردی و بالاخره با آنها به انتهای داستان میرسیدی . و در نهایت متوجه میشدی که از آن همه رویا و زیبایی باید خارج شوی و به دنیای واقعی بازگردی .
یک روز که انتهای داستانش رسید و ما را از دنیای خیالمان خارج کرد . به فکر افتادم که چطور اینکار را میکند ؟
همینطور که فکر میکردم همه رفتند و من ماندم و او . او که سکوت مرا دید پرسید میخواهی بدانی که چطور اینقدر داستانها را جذاب تعریف میکنم .
گفتم : بله
او گفت : تا آنجا که میدانم یکی از تخصص های تو نوشتن است درسته ؟
گفتم : بله بعنوان یک تبلیغ نویس علاوه بر فنون فروش و تجارت الکترونیک ، تاحدودی تکنیک های نویسندگی را هم باید بدانم .
گفت : خب چطور مینویسی ؟
گفتم : سعی میکنم مطالب را تا حد امکان ساده کنم حتی مطالب علمی را . و بعد با جملات ساده و قابل درک در مورد آن موضوع مینویسم .
گفت : من هم همین کار را انجام میدهم . از کلمات ساده و جملات فعال استفاده میکنم .
گفتم : بیشتر توضیح بده .
گفت : ببین من همان داستانها و اتفاقهای روزمره خودم را طوری با کلمات بیان میکنم که تو بعنوان خواننده آن را درک کنی و احساسش کنی . مثلا به این جملات توجه کن :
آن مرد وارد اتوبوس شد .
مرد وارد اتوبوس شد .
در جمله اول تو بعنوان خواننده و یا شنونده از بیرون به تصویر وارد شدن مرد به اتوبوس نگاه میکنی .
و در جمله دوم تو همراه او میشوی و با او به داخل اتوبوس میروی . کاری که بارها انجام دادی .
این موضوع برایم بسیار جالب بود . بارها جملات و متنهایی نوشته بودم و در هنگام نظرخواهی یکی از آنها بهتر دیده میشد در آن زمانها خیلی متوجه تفاوت های آنها نمیشدم وبه همین دلیل این انتخابها را پای تفاوت سلیقه ها میگذاشتم .
اما واقعیت چیز دیگری است . واقعیت این است که مغزما انسانها برخی از جملات و گرامرها را راحت تر درک میکند .
بعنوان نمونه :
نرم افزار ما پیشنهادهای سودمندی به شما ارائه میدهد.
پیشنهاد های سودمندی توسط نرم افزار ما داده میشود .
هر 2 جمله یک معنی را میدهد ولی جمله دوم پشنهادی داده میشود که ( احتمالا برای زمانی که ممکن است نیاز داشته باشید شاید آن روز بیاید و شاید هم نیاید )
و جمله اول از نظر مغز سودمندتر است زیرا به شما میگوید نرم افزار همین الان نیز پیشنهادهای سودمندی برای شما دارد . در نتیجه تهیه این نرم افزار ریسک کمتری دارد .
و یا اینکه جملات مثبت تاثیر بهتری در مغز ما ایجاد میکند و سنسورهای شادی را در مغزما فعالتر مینماید .
مثلا به جای اینکه بگوییم "دیرنکنید " بگوییم "به موقع برسید " .
مغز ما در پردازش جملات منفی به منابع و اطلاعات بیشتری برای پردازش نیاز دارد دیر نکنید (چرا ممکن است دیر برسیم ترافیک ، تصادف و... خطرهای احتمالی )
در واقع عملکرد مغز ما در پردازش کلمات باعث میشود که یک محتوا و یا داستان برایمان جذاب و بیادماندنی باشد و یا نه .
در مورد فروش و برندسازی تجاری هم همینطور است اگر مغز ما بتواند ارتباط سودمندی را درک کند آن برند و یا محصول را دنبال میکند و مدام به آن فکر میکند .بنابراین در دنیای تجاری امروز مطالعه بر روی عملکرد مغز بسیار مهم است به گونه ای که در علم تجارت و اقتصاد شاخه ای بنام نرو مارکتینگ ظهور کرده و روانشناسان و متخصصان زیادی بر روی آن مطالعه میکنند .
صاحبین بزرگترین تجارت ها در دنیا مخصوصا در تجارت الکترونیک مانند اینستاگرام ، لینکدین ، یوتیوب و... از این دانش بهره های بسیار زیادی بردند و موفق شدند برای مخاطبین خود عادت های روزمره ای بسازند که سر زدن به وب سایت های آنها یکی از کارهای روزمره مهم به حساب بیاید . ولی متاسفانه این دانش در ایران بسیار کم و به ندرت بکار میرود و اصولا دانشی که بعنوان تجارت الکترونیک در ایران شناخته شده و بسیاری از آکادمی ها با هزینه های گزاف آموزش میدهند بسیار قدیمی بوده و جایگاه خود را از دست داده و برای به روز رسانی آن باید از تکنیک های نرو مارکتینگ و عملکرد مغز در آن استفاده شود .